محمد رضا واليزاده معجزى

312

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

مسلم شده بود ولى خودش اعتراف نمىكرد . ناچار دكتر به بالينش آورده بودند . ولى دكتر هراندازه تلاش كرده بود ، امان اللّه خان نگذاشته بود كه مداوايش كنند . به طورى كه نقل مىكنند حتى با استعمال گاز و انبردست هم دهان را جهت فروريختن محلول باز نكرده بود كه معده‌اش را شست‌وشو نمايند . سرانجام طبيب خسته شده و به حاضرين گفته بود اين مرد عزمش را جزم كرده تا خود را نابود سازد و ما بى خود تلاش مىكنيم . بالاخره او را به بيمارستان انتقال داده ، در آن‌جا فوت شده بود . با فوت امان اللّه خان ميدان فعاليت براى على محمد خان امير اعظم وسيعتر شد و او تصميم گرفته بود كه به جاى جواد شجاع ، حامى خود ، نماينده مجلس شود و به همين علت ميان آن دو دوست قديمى و صميمى « 1 » ! به هم خورده بود بالاخره انتخابات سال 1326 انجام شد و امير اعظم و كشاورز صدر به نمايندگى مجلس شوراى ملى انتخاب گرديدند و هردو نفر به آرزوى ديرين خود رسيدند . آقاى امير اعظم بعد از رسيدن به مقام نمايندگى مجلس به وسيله قوام السلطنه ، نخست‌وزير وقت ، برادرش را هم به شغل بخشدارى كوهدشت منصوب كرد ؛ ولى براى ساير برادران و برادرزادگان خود نتوانست كارى انجام دهد و بعد از آن هم ديگر موفق نشد كه براى اقوامش يا براى ساير لرستانيان كوچكترين كارى انجام دهد و علتش هم ظاهرا اين بود كه تمام نيروى جسمى و روحى و همه انرژى خود را در همان اول براى صدور حكم بخشدارى برادرش به كار برده بود و كار ايشان بىشباهت به تيراندازى آرش كمانگير نبود 3 . اين مطلب را فراموش كردم كه در سال 1325 قوام السلطنه امر به امحاء خشخاش در سرتاسر مناطق خشخاش‌كارى لرستان صادر كرد و عامل اجراى اين حكم نيروى ژاندارمرى بود . البته اين اقدام در آن زمان نه مقدور بود و نه كشاورزان چنان توانايى مالى داشتند ؛ با اين حال امر دولت را بايد اجرا كرد . چون بخشدارى در اين كار مسؤوليت مهمى به عهده داشت ، به ژاندارمرى تأكيد كرد كه اين كار را انجام دهد . ولى ژاندارمرى به ملاحظاتى نمىخواست اين دستور دولت را انجام دهد . در اين موقع تيمسار بهرامى به كوهدشت آمد . مالكين و كشاورزان به وى متوسل شدند . به طورى كه از تذكرات تيمسار استنباط شد ، خود دولت از نظر تقويت بنيه مالى كشاورزان آن زمان صلاح نمىدانست خشخاش آنها را امحاء كند و منظورش فرماليته بود از نظر بين المللى تا بعدا تصميم قطعى بگيرد .

--> ( 1 ) . اصل : قديم و صميم .